مرتضى مطهرى
440
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
انسان بايد خودش را براى زندگى بسازد . حيوانات آنچه كه نياز دارند ، به حكم طبيعت به آنها داده شده است . يكى حريص است ، از اول حريص به دنيا مىآيد ، تا آخر عمرش هم حريص است . يكى حليم به دنيا مىآيد ، تا آخر عمرش هم حليم است و غير از اين نمىتواند باشد . يكى ديگر غَضوب و خشمناك به دنيا مىآيد و تا آخر عمرش همين جور است . يكى شره و شهوتران به وجود مىآيد و تا آخر عمرش همينطور است . خروس كه به دنيا مىآيد با يك سلسله خصايص است ، ديگر تغيير هم نمىكند . خروس تا آخر عمرش خروس است ، خوك هم تا آخر عمرش خوك است ، سگ هم تا آخر سگ است ، گوسفند هم گوسفند است . انسان چطور ؟ . انسان موجودى است كه مىتواند خُلقيات هريك از اينها را بپذيرد . مىتواند اين بشود ، آن بشود ، اين يكى بشود ، آن يكى بشود ، چيزى بشود برتر از همهء اينها يا چيزى بشود پستتر از همهء اينها ، به تعبير قرآن أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ « 1 » . انسان آن چيزى است كه خودش خودش را بسازد ، و آن چيزى است كه بخواهد باشد نه آن چيزى كه خلقتْ او را قرار داده است . [ قائلان به اين نظريه ] مىگويند ما قوا و غرايز زيادى بهطور بالقوّه داريم ، ولى بايد جدول بندى كنيم و اينها را با يك نسبت و حساب معين پرورش بدهيم . مثلًا قواى شهوانى در حيوانات هست ، در ما هم هست ، ولى در ما بالقوّه است و بايد آن را در يك حد معينى بسازيم . قوّهء غضبيه - به قول قدما - در انسان هست ، در حيوان هم هست ، ولى در انسان بالقوّه هست . انسان بايد آن را در يك حد معينى بسازد كه از آن حد كمتر يا بيشتر نباشد . قواى فكرى و قواى عقلانى هم هست . آنگاه اينجور مىگويند : اگر انسان مجموع استعدادهايش را متناسب با آنچه كه خلق شده است پرورش بدهد ( از حد افراط و تفريط پرهيز كند و در يك حد ميانه قرار بدهد ) داراى زيبايى عقلى مىشود . مثلًا انسان فكر دارد ، شهوت هم دارد . اين هر دو در وجودش گذاشته شده است ، ولى بايد بداند كه در طرح خلقتش چگونه قرار داده شده ؟ آيا قرار داده شده كه فكر تابع شهوت باشد ؛ يعنى دائماً مجرى هدفهايى باشد كه شهوت براى او تعيين مىكند ، يا شهوت بايد تحت حكومت فكر باشد ؟ يا قوهء غضبيه چقدر بايد باشد ، چقدر نبايد باشد ؟ مىگويند
--> ( 1 ) اعراف / 179